X
تبلیغات
دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد


دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد

دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد

 

دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی اولین مدرسه هوشمند شهرستان نظرآباد.

در فاز اول راه اندازی مدرسه هوشمند موارد پاسخگویی این مدرسه عبارتند از :

۱- تلفن گویا (۰۲۶۲۵۳۴۸۱۱۱)

۲- اس ام اس

۳- ارسال کارنامه اینتر نتی(www.nemonehshams.com)

۳- استفاده کلاسها  و دبیران از data projection

۴-

 

اردوی علمی دانش آموزان نمونه دولتی شمس تبریزی

بازدید تعدادی از دانش آموزان برگزیده از پارک علمی فن آموز در روزهای ابتدایی اسفند ماه.

 

تجلیل از دانش آموزان برتر

در مراسمی با حضور مسئولین آموزش و پرورش شهرستان نظرآباد و حضور مسئولین آموزشگاه و دبیران  دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی در نمازخانه این آموزشگاه از تعداد حدود ۶۰ نفر از دانش آموزان این دبیرستان که دارای معدل  بالاتر از ۱۹ می باشند تقدیر و تشکر به عمل آمد که عمده جوایز این دانش آموزان کارت های هدیه ۳۰ و ۲۰ و۱۵ هزار تومانی به ارزش کلی بالغ بر۱۲۵۰۰۰۰۰ ریال بوده است.

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

به نام خدا

 

به وبلاگ دبیرستان نمونه دولتی 

شمس تبریزی نظرآباد

 خوش آمدید

 

آدرس وب سایت اولین مدرسه هوشمند شهرستان نظرآباد

www.nemonehshams.com

 

 

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

با سلام

با توجه به شروع امتحانات نوبت دوم جهت دست یابی به نتایج مطلوب توجه به نکات زیر میتواند مفید واقع شود:

تمرکز حواس

تمرکز حواس چگونه ایجاد می شود؟

 

"عدم تمرکز حواس" موضوعی است که بسیاری از نوجوانان و جوانان ، به دلایل مخـتلف، از آن رنـج می بـرند . تمـرکـز حـواس در هـر کـــــاری – ازجمله مطالعه و درس خواندن – از ضروریات است. تمرکز حواس ، حالتی ذهنی و روانی است که در آن تمام قوای حسی ، روانی و فکری انسان ، روی موضوع خاصی متمرکز می شود و تضمین کننده ی امر یادگیری و انجام دادن صحیح کارها و رهایی از خطرات احتمالی است. در یک جمع بندی کلی ، بیشتر افراد به دلایل زیر با عـدم تمـرکز فکر و حواس پرتی روبرو می شوند:

1-    کسانی که خود را به انجام دادن کار یا مطالعه درسی مجبور می کنند؛ در حالی که تمایل درونی چندانی به آن ندارند. در این صورت قوای ذهنی و روانی شان ، به طور خودکار از آن موضوع دور شده ، و دچار حواس پرتی میگردند. اینان ممکن است مدت ها با بی علاقگی ، کارهایی را انجام دهند و یا به دنبال درس و رشته تحصیلی خاصی ، تلاش هایی کنند و به عبارت دیگر خود را مجبور به انجام دادن آن کار یا مطالعه ببینند.

2-       فشار های روانی ، از عوامل عمده پراکندگی فکری است.

3-  گاه بعضی از حوادث و اتفاقات ، فضـای روانی فرد را دچـار اختلال می کند. مسائلی نظیر آنچه در زندگی شخصی ، تحصیلی ، خانوادگی ، اجتماعی ، اقتصادی و ... رخ می دهد، تمرکز حواس را از بین می برد.

4-   گاهی عدم رعایت بهداشت،روش مطالعه و اصول و قوانین آن و بهره نگرفتن از روش مناسب ، باعث خستگی جسمی و روانی شده و آمادگی روانی لازم برای مطالعه و درس  را از بین می برد. در نتیجه احساس بی علاقگی و به دنبال آن عدم تمرکز حواس ، بر شخص مستولی می شود.

5-   گوناگونی فعالیت های فرد- به خصوص اگر در توان او نباشد- باعث عدم تمرکز حواس می شود.

راه های مقابله با عوامل حواس پرتی

برای مقابله با هر یک از عوامل یاد شده ، باید راه کار خاص و مناسب آن توجه کرد. نکات زیر می تواند به عنوان راه کارهایی کلی ، موثر واقع شود:

1-   در ابتدا و قبل از هر چیز ، برای تمام فعالیت های درسی و غیر درسی ، برنامه ریزی کنید . اوقات شبانه روز را در یک جدول زمان بندی شده – از هنگام بیداری تا موقع خواب- یادداشت و برای هر کار ، زمان خاص و مناسب معین کنید.

برای هر کاری و فعالیتی وقتی،مشخص کنید و در آن زمان به هیچ امری ، غیر از آن نپردازید.

2- اصول و قوانین لازم برای یک مطالعه سودمند را بشناسید و آن را به دقت رعایت کنید. در اینجا به چند مورد اشاره می شود:

الف) با تبیین هدف خویش از مطالعه و درس خواندن ، احساس نیاز و انگیزه برای مطالعه را در خود افزایش دهید.

 ب) به هنگام مطالعه یا حضور در کلاس ، از افکار یاس آفرین ، کسل کننده و غیر منطقی بپرهیزید و همواره امید، قدرت و توانایی را در ذهن خود حفظ کنید.

ج)هنگام مطالعه یا سر کلاس ، کاغذ و قلمی داشته باشید و یاد داشت بردارید یا مطالب را خلاصه کنید تا در فضای روانی درس و مطالعه قرار داشته باشید؛نه اینکه به دنبال افکار و ذهنیات خود باشید.

د) با پیش مطالعه وارد کلاس شوید و پرسش هایی که در باره درس به ذهنتان می رسد ، بلافاصله از معلم بپرسید. به خود اجازه ندهید سوال مطرح شده ، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به تدریج از فضای روانی کلاس خارج شوید. با این روش ساده ، می توانید فرآیند تدریجی و محتوای درسی کلاس را پی گیری کنید و خود را در فضای درسی یا مطالعه قرار دهید.

ه) زمان و مکان مطالعه ، باید از نظر فیزیکی و روانی ، از شرایط مناسب برخوردار باشد و عامل حواس پرتی ( نظیر سرو صداها ، سرما و گرما و نور کم یا خیلی شدید) از محیط مطالعه حذف شود.

 3- در صورتی که گـوناگـونی کـارها و فعـالیت های غـیر درسی ، بـاعث عـدم تمـرکز می شود ، آنها را به حداقل ممکن برسانید و به خود بگویید : در این دوره و زمان ، مهمترین وظیفه و کار من، مطالعه و درس خواندن  و ارتقاء سطح علمی است و فعالیت های جانبی متعدد، مزاحم اصلی من است.

4- اگر مشکلات شخصی ، اجتماعی ، خانوادگی و ... باعث عدم تمرکز حواستان می شود بدانید که :

الف) زندگی فردی هیچ کس ، خالی از مشکل و ذهن هیچ فردی ، به طور کامل خالی نیست. از طرف دیگر صرف فکر کردن و مشغولیت ذهنی در باره ی چنین مشکلاتی ،هیچ دردی دوا نخواهد شد . پس به خود تلقین کنید که هنگام درس یا مطالعه ، ذهن خود را از مسایل برهانید.

ب) به هنگام مزاحمت آن افکار ، به خود قول بدهید: در این باره خواهم اندیشید( و زمانی را برای این کار در شبانه روز اختصاص دهید).

ج) در صورت امکان به اتفاق یکی از دوستان خود ، مطالعه یا مباحثه کنید.

5- در صورتی که موضوع یا موضوعات خاص و محدودی ، باعث حواس پرتی شما می شود ، به دنبال راه حل مناسب آن باشید ؛ چرا که این در حکم علت عدم تمرکز حواس شماست. پس برای مقابله با آن ، ابتدا علت و عامل اصلی را شناسایی کنیدو در پی حذف یا تقلیل آن برآیید ؛ ولی اگـر موضـوعات مختلف ، باعث حـواس پرتی شما می شود؛ به نکات چهار گانه بالا توجه کنید.

مدیریت  آموزشگاه

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

 

 درباره شمس:

شمس: كودك استثنائي

     شمس، كودكي پيش‌رس و استثنائي بوده است. از همسالان خود، كناره مي‌گرفته است. تفريحات آنان، دلش را خوش نمي‌داشته است. مانند كودكان ديگر، بازي نمي‌كرده است. آنهم نه از روي ترس و جبر، بلكه از روي طبع و طيب خاطر. پيوسته، به وعظ و درس، روي مي‌آورده است (ش،69). خواندن كتاب را به شدت، دوست مي‌داشته است. و از همان كودكي، درباره‌ي شرح حال مشايخ بزرگ صوفيه، مطالعه مي‌كرده است (ش160).

     گوشه‌گيري، و زندگاني پر رياضت شمس، در كودكي موجب شگفتي خانواده‌ي او مي‌گردد. تا جائيكه پدرش با حيرت در كار او، به وي مي‌گويد:

_ آخر، تو چه روش داري؟!

_ تربيت كه رياضت نيست. و تو نيز، ديوانه نيستي!؟ (ش67)

     شمس از همان كودكي درمي‌يابد كه هيچكس او را درك نمي‌كند. همه، از سبب دلتنگي‌اش بيخبرند. مي‌پندارند كه دلتنگي او نيز، از نوع افسردگي‌هاي ديگر كودكان است:

«مرا گفتند به خردكي:

_ چرا دلتنگي؟ مگر جامه‌ات مي‌بايد با سيم (نقره)؟

گفتمي:

_ اي كاشكي اين جامه نيز كه دارم، بستندي!» (ش68)

     در ميان بي‌تفاهمي‌ها، تنها يكي از «عقلاي مجانين»، يكي از ديوانگان فرزانه كه از چيزهاي ناديده آگهي مي‌داده است _ مردي كه چون براي آزمايش، در خانه‌اي دربسته‌اش، فرومي‌بندند، با شگفتي تمام بيرونش مي‌يابند _ به شمس، در كودكي احترام مي‌گذارد. و چون مي‌بيند، پدر شمس، بي‌اعتنا به فرزند خود، پشت به او، با ديگران گفتگو مي‌دارد، مشت‌هاي خود را گره كرده، تهديدگرانه، با خشم به پدر شمس مي‌نگرد. و به او مي‌گويد:

_ اگر بخاطر فرزندت نبود، ترا براي اين گستاخي، تنبيه مي‌كردم!

و آنگاه، رو به شمس كرده، به شيوه‌ي وداع درويشان، به وي اظهار مي‌دارد كه:

_ وقت خوش باد!

و سپس تعظيم كرده مي‌رود (ش66).

     شمس، بزودي امكان روشن‌بيني، و استعداد كشف و بينشمندي، و درك امور غيبي را در خود احساس مي‌كند. تنها در آغاز مي‌پندارد كه كودكان ديگر نيز همه، مانند اويند. ليكن بزودي، به تفاوت و امتياز خود نسبت به آنان پي مي‌برد.

     اين تجربيات و خاطرات، در ذهن شمس، نقش مي‌بندد، و از همان كودكي وي را، خودبرتربين و خودآگاه، مي‌سازد. تا جائيكه در برابر شگفتي پدر خود، از دگرگوني خويش، به وي مي‌گويد:

_ تو مانند مرغ خانگي هستي كه زير وي، در ميان چندين تخم‌مرغ، يكي دو تخم مرغابي نيز نهاده باشند! جوجگان چون، به درآيند، همه بسوي آب مي‌روند. ليكن جوجه مرغابي، بر روي آب مي‌رود، و مرغ ماكيان، و جوجگان ديگر، همه بر كنار آب، فرو در مي‌مانند!

     اكنون اي پدر، من آن جوجه مرغابي‌ام كه مركبش درياي معرفت‌ست:

«ظن و حال من، اينست:

_ اگر تو از مني؟

_ يا من از تو؟

_ درآ! در اين آب دريا!

و اگر نه، برو بَرِ مرغان خانگي!» (ش،67).

پدر شمس، تنها با حيرت و تأثر، در پاسخ فرزند، مي‌گويد:

_ «با دوست چنين‌كني، به دشمن چه كني؟» (ش67).

برگرفته از اولین سایت جامع فارسی مولانا و شمس   www.erfaneshams.com

 معاون آموزشی                alihabibi56@yahoo.com

 alihabibi56@gmail.com

 

چند پيام کوتاه و مؤثر براي دانش آموزان عزيز

***************************************************************

1.         اگر مي خواهيد ديگران را رهبري کنيد و به مقصدي اعلي برسانيد مربي و مرشدي پيدا کنيد.

2.         اشخاص موفق از عمل باز نمي ايستند، اشتباه مي کنند اما دست نمي کشند.

3.         مشکلات مانع ما نيستند بلکه معلم ما هستند. در راه رسيدن به موفقيت مشکلات را پله ي صعود خود کنيد.

4.         بدان که مي تواني آنگونه باشي که مي خواهي و آنگونه که سزاوار هستي.

5.         شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ي ماهي مرده هم برمي آيد.

6.         تقدير هميشه و همه جا اتفاق مي افتد، هرچه زودتر با آن هماهنگ شويد به نفعتان است.

7.         برنده ها کارهايي را انجام مي دهند که بازنده ها اصلاً دوست ندارند انجام دهند.

8.         موفقيت از روز تولد به شما تعلق گرفته، فرق در نتيجه انحراف از مسير زندگي متعادل شماست.

9.         بزرگ ترين اشتباه ترس از اشتباه است.

10.   تنها پنير مجاني فقط در تله موش پيدا مي شود؛ براي موفقيت بهايش را بايد بپردازيد.

11.   ده برابر زماني که حرف مي زنيد، بخوانيد و گوش دهيد. به اين ترتيب در مسير آموختن و پيشرفت قرار مي گيريد.

12.   زندگي به ما همان چيزي را مي دهد که از آن انتظار داريم، نه کمتر نه بيشتر. (حکايت دولت و فرزانگي)

13.   حرف حق در انسان تأثير مي گذارد حتي اگر با آن مخالفت کند.

14.   تصور انسان از ترس هميشه بدتر از خود ترس است.     

15.   تقدير به کسي روي مي آورد که به کار اعتقاد دارد نه به تقدير.

16.   اگر دو خرگوش را دنبال کنيد هيچ کدام را نخواهيد گرفت.

17.   وقتي وظايف خود را انجام مي دهيد ديگران از شما نيرو مي گيرند. (رندي گِيج)

18.   اگر رشد مي خواهيد پيروان را رهبري کنيد اما اگر مي خواهيد کسب و کارتان چند برابر شود رهبران را رهبري کنيد.

19.   داناترين مردم کسي است که شک و گمان هيچ گاه يقين او را از ميان نبرد. (حضرت علي)

20.   عظمت بايد در نگاهتان باشد نه در چيزي که به آن مي نگريد. (آندره ژيد)

21.   خدايان آماده ي اطاعت از شما هستند پس بطلبيد که خواهيد گرفت.

22.   هيچ وقت در زندگي براي تصميمات بزرگ عجله نکنيد.

23.   از آجرهايي که به سمتتان پرتاب مي شود بنايي محکم بسازيد.

24.   خواندن کتابهاي خوب، مکالمه با مردان شرافتمند گذشته است.

25.   آنجا و آنچه را که هستي، افکار و باورهايت رقم زده اند. افکار و باورهايت را تغيير بده، تا آنجا و آنچه را که هستي تغيير دهي.

26.   هر روز صبح وقتي از خواب بيدار مي شويد روبروي يک آينه بايستيد و از خود بپرسيد: حال شما چطوره؟ سپس به خود جواب دهيد: حتماً......

27.   بدترين الفاظ اينها هستند: نمي توانم ، نمي دانم ، نمي شود. (ناپلئون بناپارت)

28.   آرزوهاي تو مهم تر از درآمد تو هستند. (زيگ زيگلر)

29.   داشتن پشتکار، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است. (ديويد سارنف)

30.   موفقيت آن است که پس از آنکه ديگران وا دادند، تو تسليم نشوي. (ويليام فدر)

31.   فاصله ي نداشتن و داشتن فقط يک خواستن است.

32.   براي رسيدن به قله کوه قبل از برداشتن هر ابزاري، اول اراده ات را در کوله ات بگذار!

يک فلج مادرزاد اگر قهرمان دو و ميداني نشود، کوتاهي کرده است. (اراده ي انسان او را به هر هدفي مي رساند.)

((مدیریت دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی))

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

بخش اول: حمد و ثنای الهی

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.

اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.

به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

 اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَدَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،

حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.

يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.

كريم و بردبار و شكيباست. رحمت اش جهان شمول و عطايش منّت گذار. در انتقام بي شتاب و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشيده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگيري و چيرگي بر هر هستي. نيروي آفريدگان از او و توانايي بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشيء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندي نباشد و اوست ارجمند و حكيم.

ديده ها را بر او راهي نيست و اوست دريابنده ديده ها. بر پنهاني ها آگاه و بر كارها داناست. كسي از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگي او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَيءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلايُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَيءٍ، والغَلَبَةُ علي كُلِّ شَيءٍ والقُوَّةُ في كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلي كُلِّ شَئٍ وَلَيْسَ مِثْلَهُ شَيءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّيءِ حينَ لاشَيءَ دائمٌ حَي وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ.

جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلي نَفْسِهِ.

و گواهي مي دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بي مشاور، فرمانش را اجرا، بي شريك تقديرش را امضا و بي ياور سامان دهي فرمايد. صورت آفرينش او را الگويي نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويي، هستي بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است.

پس اوست «الله» كه معبودي به جز او نيست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگري است كه ستم روا نمي دارد و كريمي كه كارهابه او بازمي گردد.

و گواهي مي دهم كه او «الله» است كه آفريدگان در برابر بزرگي اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانايي اش تسليم و به هيبت و بزرگي اش فروتن اند. پادشاه هستي ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پي شب است - به شب پيچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شيطان رانده شده.

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذي مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذي يَغْشَي الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذي يُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشيرٍ وَلامَعَهُ شَريكٌ في تَقْديرِهِ وَلايُعاوَنُ في تَدْبيرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلي غَيْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِيالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.

فَهُوَالله الَّذي لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ، الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذي تَرْجِعُ إِلَيْهِ الْأُمُورُ.

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذي تَواضَعَ كُلُّ شَيءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَيءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَيءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَيءٍ لِهَيْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ يَجْري لاَِجَلٍ مُسَمّي. يُكَوِّرُالَّليْلَ عَلَي النَّهارِ وَيُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَي الَّليْلِ يَطْلُبُهُ حَثيثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ.

نه او را ناسازي باشد و نه برايش انباز و مانندي. يكتا و بي نياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايي نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بي نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهي و ستايش. به دست تواني اوست تمام نيكي. و هموست بر هر چيز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودي جز او نيست؛ گران مايه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزايندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پري و انسان. چيزي بر او مشكل ننمايد، فرياد فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.

نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ يَشاءُ فَيُمْضي، وَيُريدُ فَيَقْضي، وَيَعْلَمُ فَيُحْصي، وَيُميتُ وَيُحْيي، وَيُفْقِرُ وَيُغْني، وَيُضْحِكُ وَيُبْكي، (وَيُدْني وَ يُقْصي) وَيَمْنَعُ وَ يُعْطي، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.

يُولِجُ الَّليْلَ فِي النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ في الَّليْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِي الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذي لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَيءٌ، وَ لايُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ وَلايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّينَ.

اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَي الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِي اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلي كُلِّ حالٍ).

او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي گويم بر شادي و رنج و بر آسايش و سختي و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مي گذارم و اطاعت مي كنم؛ و به سوي خشنودي او مي شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبري او شائق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايي است كه كسي از مكرش در امان نبوده و از بي عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمي نيست).

أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَي السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلي كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً في طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذي لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ.

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

 

| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

۳
| | دبیرستان نمونه دولتی شمس تبریزی نظرآباد | |

www . night Skin . ir